برچسب:
نویسنده: امیر جلالی
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی
به مامانم میگم مامان داری میای برام تخمه بخر اومده خونه با هزار امید و آرزو تخمه رو باز کردم دوتاشو گذاشتم تو دهنم،چشمتون روز بد نبینه از شدت تندی میدوایدم اینور حال میدوایدم اونور حال داداشمم ذوق زده شده بود فک کرده بود داریم بازی میکنیم
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی

وقتی میخوای اشتباهات گذشتتو جبران کنی...!
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی


وقتی که مُردم برام گریه نکنین 
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی
(برگرفته از وب فندوقی)
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی

بیشتر آدما با یه دونه ازینا حالشون خوب میشه...
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی

دختره ی بی لیاقت...
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی

ازین به بعد هر جا دیدم میکشمشون هیولاهای ترسناکو :|
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی

mood...
| SaYe
برچسب:
نویسنده: امیر جلالی